
دلم تنگ است برای تو
برای خودم
و برای فطرتم
فطرتی که روزگاری از اسمانها هم بالاتر می زیست
فطرت پاکی که هدیه ناب تو بود
و همنشین تو بود
ومن به زمین تو امدم..
حالا من دلم تنگ است!
برای تو
برای خودم و برای..
راستی؛
تو می دانی این بال های من کجا جامانده؟!
قورت می دهم
همه دلتنگیهایم را
و تلخ نوشته هایم را
سر می کشم
انکار نمی کنم
لج کرده ام
که برایت بنویسم
گریه کنم
عاشقت بمانم
لج کرده ام
دوستت داشته باشم
دلم می خواهد باور کنی
دوستت دارم
همین …
ممنون عزیزم تو هم وبلاگ خوبی داری